دانلود فیلم مالیخولیا

دانلود فیلم ایرانی مالیخولیا با لینک مستقیم

دانلود رایگان فیلم سینمایی مالیخولیا با کیفیت عالی

دانلود فیلم مالیخولیا

نام فیلم : مالیخولیا
ژانر : اجتماعی
محصول : ایران
سال تولید : ۱۳۹۴
کارگردان : مرتضی آتش زمزم
بازیگران: لیلا اوتادی ، محمدرضا هدایتی ، لاله اسکندری ، نادر فلاح ، محمد فیلی حقیقی خرم آبادی فرد ، سپیده مظاهری و …

خلاصه داستان :فیلم مالیخولیا ” به بخشی از مردم توجه دارد که خودشان از یک نوع بیماری که به آن گرفتار شده اند، خبر ندارند. داستان درباره آدم هایی است که دچار دوگانگی هویتی شده اند.

دانلود در ادامه مطلب

دانلود فیلم مالیخولیا

______________________________________________________________

مالیخولیا ، دومین فیلم سه گانه افسردگی لارس وون تریه ، از آن دسته از کارهاست که پس از تماشا باید چند دقیقه یا چند ساعت با خود خلوت کرده و بدنبال معنا در آن باشید. فیلمی که بیشتر شبیه یک اثر هنری و تابلوی نقاشیست. هنگام تماشای مالیخولیا بی شک احساسات متفاوتی به بیننده القا شده و مانند همیشه، حس هایی جدید و ناآشنا نیز در درون مخاطب بیدار می شوند! شاید بتوان گفت مالیخولیا سنتی ترین فیلم وون تریه از سال ۲۰۰۳ به این سمت باشد. فضاسازی هایی نه چندان مدرن و در عین حال زیبا که انسان را به تحسین کار تصویری فیلم وا میدارد. قسمت بندی در این فیلم نیز انجام شده است. داستان در دو بازه ی زمانی پشت سر هم (با پرشی کوچک) و از دید دو خواهر روایت می شود. جاستین و کلیر که کریستن دانست و شارلوت گینزبورگ نقش آنها را بر عهده دارند. داستانی که سراسر فلسفه وجود است و افسردگی و حقارت زندگی… و شاید شباهت کاراکترها به شخصیت های کتاب مقدس نیز در بعضی لحظات غیر قابل چشم پوشی باشد. پیش از قسمت اول، وون تریه پایان داستانش را برای ما تعریف می کند!

مقدمه
آغازی با موسیقی زیبای وگنر آلمانی با نام “تریستن و ایزولده”. اپرایی که تا پایان فیلم بارها و بارها شنیده می شود. وگنر برای تنظیم تریستن و ایزولده، خود از فلسفه وجودی شوپنهاور الهام گرفته بود (که خودِ آن در ارتباط با فلسفه کانت یا ایدئولوژی غیرجبری است) و به نوعی با هربار شنیدن این موسیقی، شاید نقطه نظر متفاوت شوپنهاور درباره دنیا و تجربه خاص و درونی انسان به نظر مخاطب بیاید. گرچه دانستن این امر برای درک کامل موسیقی نیاز نیست و حس خاص آن در هر صورت منتقل می شود؛ اما نظریات این دو و چند فیلسوف دیگر در تفهیم مباحث گیج کننده یا گنگ فیلم به ما کمک خواهند کرد. پلانها بصورت آهسته می آیند و خلاصه روایت را به تصویر می کشند : تنهایی جاستین، بارشهای عجیب، سیاره مالیخولیا، تنش درونی و نگرانی کلیر، اسبی به نام ابراهیم که زانو میزند، عبور اولیه سیاره، اسارت و تنهایی جاستین در دنیای خود، نزدیک شدن نهایی مالیخولیا، نابودی پیش رو در قالب شناور بودن جاستین، مقدمه ساختن سرپناه و در نهایت برخوردی که مرگ همه انسان ها را بدنبال دارد. تصویری که از شناور بودن جاستین با لباس عروسی روی آب است، به احتمال زیاد از تابلوی “اوفلیا” اثر جان میلیه الهام گرفته شده است. نقاشی ای که غرق شدن معشوقه هملت را درحال آواز خواندن به تصویر کشیده است. نکته جالبی که درباره لحظه برخورد وجود دارد اینست که بیشتر از تراژیک بودن، حماسی و چشم نواز است که از تأثیر موسیقی متن در این حس نباید غافل شد. آنچه که ذهن بیننده را در ابتدا با خود درگیر می کند شاید این باشد که چرا پایان فیلم را در ابتدا دیدیم؟ یعنی داستان لو نرفت؟ یعنی دیگر لذتی در تماشای ۲ ساعت باقیمانده نیست؟ باید بگویم که با این کار، چند مورد برای مخاطب روشن می شود : اولاً بیان اینکه بشریت محکوم به نابودیست؛ دوماً اینکه شاید سخن اصلی فیلم به هیچ وجه در پایان داستان نبوده و باید به تمام فیلم توجه کرده و با تحلیل ذهنی بدنبال آن باشیم؛ سوماً اینکه درست است با برخورد، تمامی انسانها می میرند، اما قرار نیست پایان دردناکی باشد؛ نه به دهشتناکی گفتار کتاب مقدس! عظمت قسمت مقدمه، شاید خیلی ها را بیاد شکوه یکی از شاهکارهای کوبریک، “۲۰۰۱، ادیسه فضایی” بیاندازد.
male-still-1
قسمت اول : جاستین
قسمت اول با نمایی از لیموزینِ حامل جاستین (عروس) و مایکل (داماد) از بالا آغاز می شود. پلانی که شاید بتوان آنرا «شادترین» پلان فیلم نامگذاری کرد. خودرویی که انگار نمی تواند از گذرگاه باریک عبور کند؛ نشانی از سختی بسیار شروع زندگی ای که در حال شکل گیریست. همچنین باتوجه به یکی از مفاهیم کلی فیلم، می توان گفت که این پلان (عبور سخت ماشین بسمت محل برگزاری عروسی) بعنوان مقدمه چینی برای تشبیه ملک به چیز دیگری استفاده شده. البته نکته ای که شاید از نظرها دور بماند، بازهم کوبیدن عقلانیت مدرن است؛ نظری که وون تریه در طول سه گانه افسردگی بارها و بارها به آن اشاره می کند و صحنه پایانی فیلم سوم را نیز، همینگونه نمایش می دهد. راننده لیموزین به نوعی در کار خود خبره است، اما نمی تواند خودرو را عبور دهد. وقتی که متخصصان نتوانند جامعه را بدرستی هدایت کنند، دیگر چه امیدی به بقیه می ماند؟ اما با این وجود خوشحالی و هیجان [کاذب] زوج قابل انکار نیست. بالاخره با وجود تأخیر دو ساعته، عروس و داماد به مقصد می رسند و کلیر (خواهر عروس) و جان (شوهرخواهر عروس) به بیننده معرفی می شوند. می توان کاراکتریستیک های شخصیت های دیگر را در سکانس پیش از عروسی دید : کلیر زنی مصمم و قوی است، جان مردیست پولدار و کمی از خود راضی که از ستاره شناسی چیزهایی میداند و مایکل که مردی ساده بوده و عاشقانه جاستین را دوست میدارد. پیش از آغاز رسمی مجلس، جاستین به اسطبل نیز می رود تا به اسبی به نام “ابراهیم” سلام کند. نامگذاری ای که شاید می خواهد چیزی را به ما بگوید (در نهایت به آن خواهم پرداخت). سپس مجلس عروسی آغاز می شود. دکستر (پدر عروس) سخنرانی می کند، جک (رئیس عروس) موقعیت شغلی جاستین را ارتقاء می دهد و همه چیز بنظر خوب می آید تا وقتی که کلیر، جاستین را به اتاقی میبرد و از او میخواهد که کار عجیبی نکند و حرف عجیبی نزند. در حقیقت هدف این پلان، افزایش توجه مخاطب به حالات چهره و رفتار جاستین از اینجای فیلم به بعد است. پس از این، جاستین خواستار تنهایی می شود و با ترک مجلس، به میانه زمین گلف میرود. موقع پیاده شدن از ماشین گلف، لباسش گیر می کند و جاستین لباس را می کشد تا از قید و بند ماشین رها شود. یک تشبیه به مبحثی که در قسمت تحلیل شخصیت جاستین به آن پرداخته می شود. همچنین ادرار کردن جاستین در جایی غیر از دستشویی نیز باعث می شود تا بیننده کم کم یکی از مفاهیم اصلی فیلم را در ذهن خود پردازش کند. با بازگشت جاستین به عروسی، نوبت به سخنرانی داماد می رسد. صحبتی ساده و مختصر که احساسات خالص مایکل را نسبت به جاستین نشان می دهد. با گذشت بیشتر زمان، غیبت های جاستین نیز بیشتر و بیشتر می شوند. در جایی جاستین بدون لباس در وان خالی از آب دراز کشیده و بدور از مراسم، انگار در آرامش است. رفتارهای دیگر او نیز حاکی از ناراحتی و نارضایتی او نسبت به عروسی هستند : خوردن با اکراه کیک عروسی، جاگذاشتن عکس خانه آینده شان، پس زدن سکس با همسرش، دعوا با رئیس و اکراه او موقع بوسیده شدن توسط مایکل. تمامی این موارد حکایت از فروپاشی عصبی جاستین دارند. لحظات زیادی نیز در قسمت اول وجود دارند که نشان می دهند جاستین می خواهد تنها باشد : ترک کردن اولیه مجلس، نشستن در وان، ترک مایکل پس از دیدن عکس خانه، رقصیدن او بدون هیچ همراه در میان زوج هایی که در جمعیت حاضر هستند، پس زدن سکس و رفتن دوباره به زمین گلف و نمایی از نگاه مایکل به جاستین از پنجره اتاق بالا. در نهایت رفتار جاستین باعث می شود تا حقایق روابط حضار روشن شود : جدایی مادر و پدرش، تنفر از رئیسش، خسته بودنِ جان از خانواده کلیر و جاستین و مواردی از این قبیل. پس از اتمام مجلس و به هم خوردن همه چیز، خدمتکارها عدد برنده ی بخت آزمایی را که عدد ۶۷۸ است اعلام میکند. عددی که بسیار با حدس مایکل فاصله داشت و جاستین نیز حدسی نزده بود و همچنین هیچ کدام از مهمان ها نیز نتوانسته بودند درست حدس بزنند. برنده نبودن هیچ کس بنظر کلیر بدیهی ست. این نظر در حقیقت به مفهوم زندگی اشاره دارد؛ اینکه کسی نمی تواند در زندگی برنده باشد و همه محکوم به باختن هستند. باری دیگر جاستین را تنها در میان صندلی های جمع شده می بینیم و سپس شب به پایان می رسد. اتفاقات صبح روز بعد اما دربردارنده چیزهایی هستند که کم کم فلسفه حاکم بر داستان را برای ما آشکار می کنند : سواری جاستین و کلیر و رسیدن به پل و عدم امکان عبور از آن و همچنین نبودن ستاره قرمز در صورت فلکی (همان سیاره مالیخولیا)

جهت دانلود کلیک کنید

دیدگاه خود را به ما بگویید.

urfun